ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

363

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

قياس كرد إبليس بود وخداوند تعالى به أو جوابي تنبيهي داد ، نه تصريحى وفرمود : قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً « 22 » . بعضي از فضلا گفته‌اند آنچه خداوند به إبليس با حكم حكمت الهى وقدرت ربّانى امر فرمود صريح بود وآنچه كه إبليس به خداوند عرض كرد قياس بود وهر كس حكم صريح را با قياس رد كند رانده شده وملعون است . بحث هفتم - اشاعره با توجه به داستان آدم وإبليس به دو وجه استدلال كرده‌اند كه خداوند تعالى كفر را در ميان كافران القا كرده است . 1 - خداوند إبليس را مهلت داد با اين كه مىدانست قصد أو اغواى آدميان است واگر أو را هلاك مىكرد مردم راحت مىشدند وشرّى از ناحيهء أو وفرزندانش به مردم نمىرسيد . 2 - إبليس با گفتن « اغويتنى » گمراهى را به خدا نسبت داد وخداوند اين نسبت را انكار نكرد پس روشن است كه اغوا به دست خدا انجام مىگيرد . معتزله اشكال اوّل اشاعره را بدين طريق پاسخ داده‌اند كه خداوند آدم وفرزندان أو را آزاد آفريده است . آنها قادرند كه إبليس را از خود برانند . بنا بر اين انسانها كفر وفساد را انتخاب مىكنند . نهايت چيزى كه در اين باب مىتوان گفت اين است كه دورى از گناه با نبودن إبليس آسانتر ميسّر بود تا بودن أو ، وبا همين فرض وسوسهء أو سبب سختى در اداى طاعت مىشود ومكلّف با اداى تكليف همراه با سختى ثواب بيشترى مىبرد ، چنان كه معصوم فرموده است : « برترين اعمال شاق‌ترين آنهاست « 23 » » . اين كه وسوسهء إبليس سبب مشقّت در اداى تكليف مىشود حكيم را از انجام كأرش باز نمىدارد همچنان كه مشقّتها ، رنج وآلام وشبهات موجب زيادى شك وترديد مىشود با اين حال نزول رنج و

--> ( 22 ) سورهء أعراف ( 7 ) : آيهء ( 18 ) : خدا به شيطان گفت بيرون شو كه تو راندهء درگاه مائي . ( 23 ) أفضل الأعمال احمزها .